تبليغاتX
براي تعجيل در ظهور امام زمان عج صلوات

براي تعجيل در ظهور امام زمان عج صلوات

شعر هايي در بي هوشي ام

دریا

بیهوشی شن‌ها بر حقیقت‌ام بود

و دوردست

آغاز تو بود و قایقی شکسته

و لنگرهایی که در تو فرو می‌رفت

تا به گِل برسی

***

دریا، من بودم

و تو

قایقی که بادبانش را باد برده بود

و گستردگی‌ام

                در تو فرو می‌رفت

با رویاهای شبانه

و در سایه‌روشن خواب‌های گناه

وقتی پلک سنگینِ شب

می‌ریخت

            بر مسافری در دوردست.

+ نوشته شده در  دوشنبه 9 دی1387ساعت 3:52 بعد از ظهر  توسط پوريا  | 

امام حسين ع

امام حسین‏علیه السلام‏
تأثیر اباعبدالله الحسین‏علیه السلام بر روى اندیشه‏هاى دكتر شریعتى و خلق روح حماسى و نگاه حسینى وى، در همه آثارش به وضوح دیده مى‏شود. بازتاب حماسه حسینى در جولان فكر و روحیه وى بسیار گسترده، شورانگیز و عمیق مى‏باشد؛ به طورى كه بسیارى از جریانات سیاسى و اجتماعى و رویدادهاى تاریخى را با رویكرد به «حادثه كربلا» تحلیل و ارزیابى مى‏كند. پرداختن به عاشوراى حسینى از منظر دكتر شریعتى بیشتر انعكاس یك قریحه قوى، احساس شورانگیز و ترجمان روح حماسى و بى‏تاب اوست. این بخش در زوایاى مختلفى قابل مدح است، كه اختصاراً به چند مورد از آن مى‏پردازیم:
الف) شرایط نهضت امام حسین‏علیه السلام‏
"شكل مبارزه‏اى كه حسین انتخاب كرده، قابل فهمیدن نیست مگر این كه اوضاع و شرایطى كه حسین در آن شرایط، قیام خاصّ خودش را آغاز كرد، فهمیده بشود... اكنون حسین مسئول نگاهبانى انقلابى است كه آخرین پایگاه‏هاى مقاومتش از دست رفته است و از قدرت جدش و پدر و برادرش، یعنى حكومت اسلام و جبهه حقیقت و عدالت، یك شمشیر برایش نمانده و حتى یك سرباز! سال‏هایى است كه بنى‏امیه همه پایگاه‏هاى اجتماعى را فتح كرده است."
اسلام در این زمان، چون پوستین وارونه شده است؛ ارزش‏هاى اسلامى رنگ باخته و دین با حاكمیت افراد فاسد و غاصب، رو به انحطاط و انحراف مى‏رود. امام حسین‏علیه السلام در چنین شرایطى براى اصلاح دین جدش قیام مى‏كند؛ از یك سو، نیرویى براى تغییر وضع موجود ندارد و از دیگر سو، در سكوت خود مشعل امیدى نمى‏بیند. بنابراین، با تنهاترین و برنده‏ترین سلاح، سلاح شهادت، به رویارویى با یزید، مظهر باطل مى‏شتابد و با شهادت خویش بر آنها پیروز مى‏شود.
ب) بایستن و نتوانستن‏
"فتواى حسین این است: آرى! در نتوانستن نیز بایستن هست؛ براى او زندگى، عقیده و جهاد است. بنابراین، اگر او زنده است و به دلیل این كه زنده است، مسئولیت جهاد در راه عقیده را دارد. انسان زنده، مسئول است و نه فقط انسان توانا. و از حسین، زنده‏تر كیست؟ در تاریخ ما، كیست كه به اندازه او حق داشته باشد كه زندگى كند؟ و شایسته باشد كه زنده بماند؟ نفس انسان بودن، آگاه بودن، ایمان داشتن، زندگى كردن، آدمى را مسئول جهاد مى‏كند و حسین مَثَلِ اعلاى انسانیت زنده، عاشق و آگاه است. توانستن یا نتوانستن، ضعف یا قدرت، تنهایى یا جمعیت، فقط شكل انجام رسالت و چگونگى تحقق مسئولیت را تعیین مى‏كند نه وجود آن را."
«بایستن» یعنى براى انجام دادن وظیفه مسئولیت دینى و شرعى، تلاش نمودن و تا حد توان براى پیشبرد آن، به تناسب زمان و شرایط، اقدام كردن. گویاترین كلام براى اداى این مفهوم، فرمایش حضرت امام‏ قدس سره است؛ ایشان در پیامى فرمودند:
"ما مأمور به اداى تكلیف و وظیفه‏ایم، نه مأمور به نتیجه."
هر مسلمانى در هر شرایطى، وظیفه‏اى دارد كه باید بدان عمل نماید؛ لیكن اقتضاى زمان، شكل انجام وظیفه را به تناسب خود، دستخوش تغییر مى‏سازد. عمل به وظیفه در بستر زمانى خاص، «جهاد» و در شرایطى «فقه» و در برهه‏اى «پرداختن به مسایل علمى» است؛ لیكن آنچه با تحول زمان دگرگون نمى‏شود، اصل اداى تكلیف و انجام وظیفه است.
ج) هنر خوب مردن‏
"او (امام حسین‏علیه السلام) فرزند خانواده‏اى است كه هنر خوب مردن را در مكتب حیات، خوب آموخته است... آموزگار بزرگ شهادت اكنون برخاسته است تا به همه آنها كه جهاد را تنها در توانستن مى‏فهمند و به همه آنها كه پیروزى بر خصم را تنها در غلبه، بیاموزد كه شهادت نه یك باختن، كه یك انتخاب است؛ انتخابى كه در آن، مجاهد با قربانى كردن خویش در آستانه معبد آزادى و محراب عشق، پیروز مى‏شود و حسین «وارث آدم» - كه به بنى‏آدم زیستن داد - و «وارث پیامبران بزرگ» - كه به انسان چگونه باید زیست را آموختند - اكنون آمده است تا در این روزگار به فرزندان آدم چگونه باید مردن را بیاموزند."
شهادت، هنر مردان خداست؛ چنان كه خوب زیستن و خوب زندگى كردن، هنر مردان الهى مى‏باشد. خوب مردن نیز هنرى است كه در درجه اول، شهدا آن را به ارث مى‏برند. شهدا شمع‏هاى فروزانى هستند كه با نثار هستى و وجود خود در محضر حق تعالى، پیروز مى‏شوند. سیدالشهداء سمبل و الگوى خوب مردن (شهادت) در همه اعصار است. مقتدایان امام حسین‏علیه السلام كسانى هستند كه از مایه جان خویش در راه خدا نثار مى‏كنند و به راستى حسین آموزگار بزرگ شهادت است كه هنر خوب مردن را در جان بى‏تاب انسان‏هاى عاشق، تزریق میكند.
د) آثار شهادت امام حسین‏علیه السلام‏
"برخى درباره آثار شهادت حسینى تردید كردند! و آن را قیامى خوانده‏اند كه شكست خورده است؛ شگفتا! كدام جهاد و كدام جنگِ پیروزى بوده است كه دامنه فتوحاتش در سطح جامعه در عمق اندیشه و احساس و در طول زمان و ادوار تاریخ، این همه گسترده و عمیق و بارآور باشد؟... حسین با شهادت «ید بیضاء» كرد، از خون شهیدان «دم مسیحائى» ساخت كه كور را بینا مى‏كند و مرده را حیات مى‏بخشد... اما نه تنها در عصر خویش و در سرزمین خویش، كه «شهادت» جنگ نیست، رسالت است؛ سلاح نیست، پیام است؛ كلمه‏اى است كه با خون تلفظ مى‏شود."
تأثیر حادثه كربلا، هم در بستر زمان خود و هم در طول تاریخ، عمیق و فراگیر بوده است. نهضت‏هایى كه با فاصله كمى با الهام‏گیرى از قیام خونین كربلا شكفتند - مانند قیام توابین و ابومسلم خراسانى - و جان‏هاى مردمى كه از ترنم خون‏هاى گرم شهیدان كربلا زندگى یافتند، معدود نیستند؛ انقلاب اسلامى شاهد و مثالى زنده در عصر حاضر است كه هم در شروع نهضت، پیروزى انقلاب، ثبات نظام و ادامه آن تا هم اكنون همواره زیر درخشش پرتو عشق به اباعبدالله الحسین‏علیه السلام جریان یافته است. به راستى كدامین عشق و ایمان جوشان براى پیشبرد انقلاب اسلامى مى‏توانست به اندازه عشق و ایمان حسینى مؤثر باشد؟
ه) زندگان جاوید
"آنها كه تن به هر ذلتى مى‏دهند تا زنده بمانند، مرده‏هاى خاموش و پلید تاریخند و ببینید آیا كسانى كه سخاوتمندانه با حسین به قتلگاه خویش آمده‏اند و مرگ خویش را انتخاب كرده‏اند - در حالى كه صدها گریزگاه آبرومندانه براى ماندنشان بود و صدها توجیه شرعى و دینى براى زنده ماندن شان بود - توجیه و تأویل نكرده‏اند و مرده‏اند، اینها زنده هستند؟ آیا آنها كه براى ماندن‏شان تن به ذلت و پستى، رها كردن حسین و تحمل كردن یزید دادند، كدام هنوز زنده‏اند؟ هر كس زنده بودن را فقط در یك لَشِ متحرك نمى‏بیند، زنده بودن و شاهد بودن حسین را با همه وجودش مى‏بیند، حس مى‏كند و مرگ كسانى را كه به ذلت‏ها تن داده‏اند تا زنده بمانند، مى‏بیند."
شهدا زنده‏اند و سیدالشهداء زنده‏ترین شهید تاریخ است. نام او، یاد او، خاطره او و داستان شگرف كربلاى او، همه و همه در طول تاریخ براى همه نسل‏ها نیروبخش، حیات آفرین، امیدزا و انقلاب گستر است. به راستى كدامین ملت را مى‏توان سراغ گرفت كه با روح و خون حسین همگرایى كنند و به افتخار یكى از دو پیروزى نرسند؟ خون حسین، مایه حیات‏ بخشى است كه در گذر زمان بر كالبد ملت‏ها دمیده مى‏شود و آنها را به زندگى فرا مى‏خواند و حسین‏علیه السلام زنده جاویدى است كه هر سال، دوباره شهید مى‏شود و همگان را به یارى جبهه حق زمان خود، دعوت مى‏كند.
و) ساعات آخر شهادت‏
"عصر عاشورا، امام حسین‏علیه السلام با آن دقت نظافت مى‏كند، با آن دقت آرایش مى‏كند، بهترین لباس‏هایش را مى‏پوشد و بهترین عطرهایش را مى‏زند، در اوج خون و در اوج مرگ و در اوج نابودىِ همه كسانش و در آستانه رفتن خودش، هر ساعتى كه مى‏گذشت و شهدا هم بر هم انباشته مى‏شدند، چهره او گلگون‏تر و برافروخته‏تر و قلبش بیشتر به تپش مى‏آمد، كه مى‏دانست فاصله حضور، اندك است؛ چه «شهادت» حضور نیز هست."
حضور شایسته در محضر خدا، آرزوى سرشار از اشتیاقى است كه مردان خدا همواره براى آن، لحظه شمارى مى‏كنند و شهادت، شایسته‏ترین وسیله حضور در پیشگاه الهى است. آرایش با دقّت امام ‏حسین‏علیه السلام در عصر عاشورا نیز به خاطر شایسته‏ترین حضورى است كه یك امام مى‏تواند در محضر الهى داشته باشد.
ز ) مسئولیت ما
"این كه حسین فریاد مى‏زند - پس از این كه همه عزیزانش را در خون مى‏بیند و جز دشمن كینه توز و غارتگر در برابرش نمى‏بیند - فریاد مى‏زند كه: «آیا كسى هست كه مرا یارى كند و انتقام كشد؟» «هل من ناصر ینصرنى؟»؛ مگر نمى‏داند كه كسى نیست كه او را یارى كند و انتقام گیرد؟ این «سؤال»، سؤال از تاریخ فرداى بشرى است و این پرسش، از آینده است و از همه ماست و این سؤال، انتظار حسین را از عاشقانش بیان مى‏كند و دعوت شهادت او را به همه كسانى كه براى شهیدان حرمت و عظمت قائلند، اعلام مى‏نماید."
امام حسین‏علیه السلام مظهر و سمبل حق است كه در همه عصرها، چون نمادى زنده و خروشان، ظهور پیدا مى‏كند و همه كسانى را كه از پاسدارى حقیقت زمان خود طفره مى‏روند، به یارى مى‏طلبد و در واقع یارى طلبیدن امامِ عشق در كربلا، انعكاس موج اندیشه اسلامى براى كمك به حق در همه زمان‏هاست. «هل من ناصر ینصرنى»، یعنى آیا كمك كننده‏اى هست كه حق را یارى كند؟
حضرت زینب‏علیها السلام‏
نمى‏توان از كربلاى حسین نوشت و در آن، از كار بزرگ زینبى یادى نكرد؛ چرا كه حادثه كربلا با نقش مكمّل و بى‏بدیل حضرت زینب‏علیها السلام كامل مى‏شود. مرحوم شریعتى در این مورد مى‏گوید:
"رسالت پیام از امروز عصر، آغاز مى‏شود. این رسالت بر دوش‌هاى ظریف یك زن، «زینب» - زنى كه مردانگى در ركاب او جوانمردى آموخته است و رسالت زینب دشوارتر و سنگین‏تر از رسالت برادرش. آنهایى كه گستاخى آن را دارند كه مرگ خویش را انتخاب كنند، تنها به یك انتخاب بزرگ دست زده‏اند؛ اما كار آنها كه از آن پس زنده مى‏مانند، دشوار است و سنگین. و زینب مانده است، كاروان اسیران در پى‏اش، و صف‌هاى دشمن تا افق در پیش راهش، و رسالت رساندن پیام برادر بر دوشش. وارد شهر مى‏شود، از صحنه بر مى‏گردد. آن باغ‏هاى سرخ شهادت را پشت سر گذاشته و از پیراهنش بوى گل‌هاى سرخ به مشام مى‏رسد. وارد شهر جنایت، پایتخت قدرت، پایتخت ستم و جلادى شده است؛ آرام و پیروز، سراپا افتخار؛ بر سر قدرت و قساوت، بر سر بردگان مزدور و جلادان و بردگان استعمار و استبداد فریاد مى‏زند: «سپاس خداوند را كه این همه كرامت و این همه عزت به خاندان ما عطا كرد، افتخار نبوت، افتخار شهادت...» اگر زینب پیام كربلا را به تاریخ باز نگوید، كربلا در تاریخ مى‏ماند."

بدون شك حضور حضرت زینب‏علیهاالسلام در كربلا به عنوان پیام رسان شهیدان، حیاتى‏ترین عنصر در ماندگارى «حماسه حسینى» است. اگر زینب نبود، كربلا در كربلا مى‏ماند و حماسه درخشان حسینى اسیر حصار زمان خود مى‏شد. حضرت زینب‏علیها السلام خود سرود حماسه‏اى بود كه درخشید و حماسه سترگ كربلا را در همه زمان‏ها سارى و جارى ساخت.

+ نوشته شده در  دوشنبه 9 دی1387ساعت 3:41 بعد از ظهر  توسط پوريا  | 

عشق یعنی......


عشق یعنی انتظار و انتظار عشق یعنی هرچه بینی عکس یار عشق یعنی دیده بر در دوختن عشق یعنی در فراغش سوختن عشق یعنی لحظه های التهاب عشق یعنی لحظه های ناب ناب عشق یعنی با پرستو پر زدن عشق یعنی آب بر آذر زدن عشق یعنی ,سوز نی , آه شبان عشق یعنی معنی رنگین کمان عشق یعنی شاعری دل سوخته عشق یعنی آتشی افروخته عشق یعنی با گلی گفتن سخن عشق یعنی خون لاله بر چمن عشق یعنی شعله بر خرمن زدن عشق یعنی رسم دل بر هم زدن عشق یعنی یک تیمم,یک نماز عشق یعنی عالمی راز

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 3 دی1387ساعت 11:13 قبل از ظهر  توسط پوريا  | 

عشق و عاشقي.......

عاشق و معشوقی بودند که سخت به هم دلبسته بودند.بعد از مدتی عاشق به معشوق گفت:در چشم راست تو لکی می بینم.به من بگو چه وقته این لک در چشم تو ایجاد شده است؟معشوق گفت:از وقتی که عشق تو رو به سردی گذاشته است.یعنی تا وقتی محبت تو شدت داشت در من نه تنها عیب نمی دیدی بلکه همه ی عیوب را حسن می دیدی .چنانکه این لک مدت ها در چشم من بود و تو از شدت محبت آن را نمی دیدی ،حال آنکه از محبت تو کم شده لک را می بینی.
+ نوشته شده در  جمعه 29 آذر1387ساعت 5:18 بعد از ظهر  توسط پوريا  | 

اي كاش.........

کاش می شد سرنوشت را از سرنوشت                 یا سرشت آدمی از سر سرشت

کاش می شد ریسمان عمر را                            پنبه کرد و باز از آغاز رشت

کاش می شد زندگی از سر گرفت                       یادر این بستان نهالی تازه کشت

کاش یکسان در نظر ها جلوه داشت                     معبد و دیر و کلیسا و کنشت

کاش می شد دل نمی بستیم بر                         این جهان پوچ بنیان خاک و خشت

کاش شیطان دشمن آدم نبود                               تا که ما بودیم دایم در بهشت

کاش آدم پیرو شیطان نبود                                    تا زگندم او نمی کردی خورشت

کاش می شد با اجل پیکار کرد                           تا که خط می خورد مرگ این لفظ زشت
+ نوشته شده در  جمعه 29 آذر1387ساعت 5:16 بعد از ظهر  توسط پوريا  | 

به خاطر داشته باشيم كه.....................

به خاطر داشته باشیم که :


عمر کوتاه است رسیدن به خواسته هایمان را طولانی نکنیم.

راه ما هموار است آن را پیچیده نکنیم .

نگهداشتن دوستان خوب گرانبها است به سادگی از دست ندهیم .

سخن گفتن سهل است گوش کردن را تمرین کنیم.

طبیعت پر از لطف است نامهربانی نکنیم.

زندگی آسان است آن را مشکل نکنیم .

دنیا پر از زیبائی است چشمانمان را به سادگی نبندیم .

ذهن ما پر از جواب است سوالاتمان را بپرسیم.

رسیدن به آرزوها آسان است راه سخت تر را نرویم.
+ نوشته شده در  جمعه 29 آذر1387ساعت 5:15 بعد از ظهر  توسط پوريا  | 

مي دونستي؟؟؟؟؟؟؟؟

عشق خوبم :

میدونستی دوستت دارم نه بخاطر شخصیتت بلكه بخاطر شخصیتی كه من در هنگام با تو بودن پیدا می كنم؟

میدونستی هیچكی لیاقت اشكای تو رونداره و كسی كه چنین ارزشی داشته باشه، دلیل جاری شدن اشكات نمی شه؟

میدونستی اگه كسی تو رو اونطور كه میخوای دوست نداره به این معنی نیست كه تو رو با تمام وجودش دوست نداره؟

عزیزم میدونستی دوست واقعی كسیه كه دستای تو رو بگیره ولی قلب تو رو حس كنه؟

میدونستی بدترین شكل تنهایی اینه كه در كنار اونی که دوسش داری باشی و بدونی كه هرگز بهش نمیرسی؟

میدونستی هیچوقت لبخندت رو نبایدترك كنی؟ حتی وقتی ناراحتی؟میدونستی تو منو با  لبخند خوشگلت عاشق خودت کردی؟

عزیزم میدونستی تو ممكنه در تمام این دنیا فقط یك نفر باشی ولی برای من تمام دنیا هستی؟

میدونستی نباید وقتت رو با كسی كه حاضر نیست وقتش رو با تو بگذرونه، بگذرونی؟

میدونستی واسه چیزی كه گذشته نباید غم خورد؟

کاش میدونستی !

کاش میدونستی که چقدر بی تو تنهام .

 
+ نوشته شده در  جمعه 29 آذر1387ساعت 5:0 بعد از ظهر  توسط پوريا  | 

توكل

عرفان که با انوار نورانی خود توانست سراسر گیتی را روشن سازد

 

راهی است برای رسیدن به حق، اما نه بوسیله زهد بلکه به شیوه طریقت.

 

و تفاوت آن با تصوف نیز در همین نکته است. در واقع اساس کار

 

صوفیه بر مبنای زهد است که برای آن به تزکیه درون و ریاضت ها بر

 

مبنای شریعت می پردازد اما عارف برای وصول به حق بر مبنای

 

طریقت به جلو گام بر می دارد.از آن جایی که موضوع این رساله چیز

 

دیگری است لذا برای طولانی نشدن کلام در مورد تفاوت طریقت و

 

شریعت تنها به این نکته اشاره میشود که الشریعه اقوالی و الطریقه

 

افعالی.

 

مقام و حال دو اصطلاح مهم در عرفان است که در کتاب های عرفانی

 

زیادی به شرح آن پرداخته اند. از جمله در مورد مقام در کشف-  

 

المحجوب هجویری آمده است که:

 

مقام به رفع میم اقامت بود و به نصب میم محل اقامت،این تفصیل ومعنی

 

در لفظ مفاهیم،سهو است و غلط،در عربیت مقام به ضم میم اقامت باشد و

 

جای اقامت باشد و مقام به فتح میم قیام باشد و جای قیام نه جای قیامت

 

بنده باشد اندر راه حق و حق گزاردن و رعایت کردن وی مر آن مقام را

 

تا کمال آن را ادراک کند... مقام از جمله اعمال بود و حال از جمله

افضال، و مقام از جمله مکاسب و حال از جمله مواهب...[1]

 

یا در رساله قشیریه چنین آمده است:

 

و مقام آن بود که بنده به منازلت متحقق گردد بدو، به لونی از طلب و جهد

 

و تکلف[2].

 

و در مورد حال نیز در مصباح الهدایه چنین آمده است:

 

مراد از حال، واردی است غیبی که از عالم علوی گاه گاه به دل سالک

 

فرود آید و در آمد و شد بود تا آن گاه که او را به کمند جذبه الهی از مقام

 

ادنی به اعلی کشد[3].

 

خلاصه اینکه مقام مرتبه ای از مراتب سلوک سالک است که تحت

 

تصرف و اختیار خود اوست. و بر اساس جهد و تلاش خود سالک بدست

 

می آید و حال واردی است غیبی(پس اکتسابی نیست) که منجر به جذبه

 

سالک به حق میشود.

 

   صوفی ابن الوقت باشد ای رفیق   نیست فردا گفتن از شرط طریق

 

در نزد عارفان و صوفیان هفت مقام مشهورتر است و آن عبارتند از:

 

توبه، ورع، زهد، فقر، صبر، توکل و رضا.

 

موضوع این رساله توکل است که در ادامه به آن پرداخته میشود.  

 



[1] . مقدمه ای بر مبانی عرفان و تصوف،دکتر ضیاء الدین سجادی،انتشارات سمت،چاپ دوازدهم1385

[2] . همان

[3] . همان

 

معنای توکل:

 

در پاسخ به اين پرسش كه توكل چيست جواب هاي گوناگوني ارائه شده است از جمله :

 

«توكل‏» از ماده «وكالت‏» به معنى انتخاب وكيل نمودن و اعتماد بر ديگرى كردن است، و

 

«وكيل» كسى است كه از سوى موكل خود، تدبير و سرپرستى كارى را بر عهده مى‏گيرد.

لذا توكل كه يكى از مراحل سير سالكان الى الله است  همان، «گزينش و پذيرش وكيل» است

تکیه کردن به خداست سپردن كارها به خدا، و اعتماد بر لطف اوست. 

به بیانی دیگر می توان توکل را چنین تعریف کرد:

 

ضد بی اعتمادی به خدا توکل بر اوست و آن عبارت است از:

 

اعتماد کردن و مطمئن بودن دل بنده در جمیع امور خود به خدا و بیزار شدن از هر حول و

 

قوه و تکیه بر حول و قوه الهی نمودن[1].

 

نحقق توکل نیازمند رشد و بالندگی فکری و عملی است. انسان هرگاه به مرتبه ای از بینش و

 

ادراک درباره هستی، خدا و انسان رسید در می یابد که خداوند در ورای امور است و قادر

 

به هر کاری است.

 

پس کسب چنین صفت ومقامی موقوف است بر اینکه هر کاری که در هستی روی می دهد

 

همه از جانب پروردگار است و هیچ کس جز او قادر بر چنین امری نیست. لذا کسی که چنین

 

اعتقادی را داشته باشد البته دل او اعتماد به خدا دارد و توجهی به غیر نمی کند.

 

تقسیم امور بندگان:

 

 1-  امری که از قدرت بنده بیرون است.

 

2- امری که بیرون از قدرت انسان نیست. یعنی برای آن امراسبابی هست که بنده از

 

تحصیل آن اسباب موفق به انجام یا دفع آن انجام می شود.

 

در کارهایی که از نوع اول است باید آن را به پروردگار حواله کرد و تدبیر بی خود و سعی

 

بیجا در مورد آن نکرد. اما در کارهای نوع دوم سعی و تدبیر برای انجام آن کار باز هم هیچ

 

منافاتی با توکل ندارد به شرط آنکه اطمینان او به خدا باشد نه به سعی و تلاش خودش.

 

پس هر کس گمان کند که معنی توکل، ترک عمل و فکر و تدبیر در امور خود است بسیار

 

خطا کرده است. زیرا این عمل در شریعت مقدسه حرام است.

 

گفت پیغمبر به آواز بلند      با توکل زانوی اشتر ببند

 

گر توکل میکنی در کار کن    کشت کن پس تکیه بر جبار کن

 

پس توکل آن است که کار را به خداوند واگذار کنی و معنای آن این نیست که خود را از کار

 

بازداری.

 

شرایط تحقق توکل:

 

اگر بخواهیم به جمع بندی درباره آیات و بحث توکل برسیم و به طور موضوعی آن را دسته

 

بندی کنیم باید گفت آیاتی که از زمینه های ایجادی توکل در انسان بحث می کند در حقیقت

 

بیانگر شرایط تحقق آن است. شرایطی که بیانگر مرتبه ای از ایمان است و فرد باید به

 

مرتبه ای از آن برسد تا امکان تحقق توکل در وی فراهم شود.

 

از شرایط بسیار مهم در ایجاد توکل در انسان مومن این است که توجه به حاکمیت خدا

 

داشته باشد (هود 123 ، يوسف 67 ، هود 56)، هم چنین توجه به ربوبیت او ( اعراف89

 

، انعام  103) و نظارت خداوندی( شعراء 217) و ولایت ( آل عمران 122) و حقانیت

 

هدف ( نمل 79 ) و حکمت خدا( انفال 49 ) و کسب مرتبه ای از تقوا ( مائده 11) و

 

رزاقیت ( عنکبوت 59 ) و توفیق الهی ( هود 88 ) و رحمت او (ملک 28و29 ) و کفایت

 

الهی ( آل عمران 173) و عزت (انفال 49) از دیگر شرایط تحقق توکل است.

این آیات اگر به دقت مورد بررسی قرار گیرند به این نتیجه کلی می رسیم که انسان برای

 

رسیدن به مقام توکل باید بیش از هر چیزی وضعیت شناختی خود را بهبود بخشد و خدا را

در جایگاه واقعی خودش ببیند و بپذیرد و جایگاه واقعی خودش را بشناسد و از ضعف و نا

 

توانی خود آگاه باشد.        

موارد توکل:

 

در چه اموری می توان به خدا توکل کرد؟

 

این پرسشی است که مورد توجه همگان قرار می گیرد و به نظر می رسد که انسان در همه

 

امورش می تواند بر خدا توکل کند و او را وکیل خود گرداند. اما در قران بعضی امور به

 

صورت مشخص به عنوان اموری که مومنان بدان توکل کرده اند یا خداوند خواسته است که

 

توکل کنند یاد شده است. این امور عبارتند از :

 

اصلاح جامعه ( هود 188) ، تبلیغ و اجرای امور الهی و رسالت ( یونس 84) ، صبر و

 

تحمل از اذیت و آزار ( ابراهیم 9و12) ، دفع توطئه و مکر دشمنان ( نساء81) ، جهاد با

 

دشمنان ( آل عمران 159) ، جنگ روانی و شایعه سازی دشمنان ( آل عمران 122و123) ،

 

روزی ( طلاق 2و3) ، شرک ستیزی ( هود 55 و57) ، صلح و تصمیم گیری درباره آن (

 

انفال 61) ، پناه بردن به خدا از شر شیطان ( نحل 98) و امر به معروف و نهی از منکر (

 

یونس 71).

 

اینها مواردی است که درباره وجوب توکل بر خدا به صراحت در قران وارد شده است. ولی

 

این موارد به عنوان بیان خاص است و انسان در همه موارد خرد و کلان می تواند و باید به

 

خدا توکل کند. هر چند که در امور مهم و حساس این احساس شدت می یابد.

زمانی که بپذیریم توکل زاییده ایمان است، هر قدر ایمان به خدا و صفات پروردگار قوی تر

 

گردد به همان نسبت نیز فرد در مرتبه بالاتری از توکل قرار می گیرد.

 

توکل ابراهیم زاییده ایمان فوق العاده او بود و توکل عجیب امیر المومنین در لیله المبیت نیز

 

زاییده ایمان آن حضرت بود.

 

 

تفاوت توکل و تفویض:

گاه تفویض به معنای اختیار و در مقابل جبر به کار می رود و گاه به معنای توکل است.

تفویض واگذاری امری به خداست تا او خود مستقلآ وارد عمل شود. در حالی که در توکل

انسان امری را خود همراه با تکیه و اعتماد بر خدا انجام می دهد. به عبارت دیگر در

تفویض واگذاری صرف نهفته است ولی در توکل خود انسان به عنوان بخشی از علت تامه

عمل می کند. در واقع وقتی به خدا تفویض شود به معنای آن است که خدا خود به عنوان

علت تامه وارد عمل شود و کار را به سرانجام رساند. ولی در توکل این معنا نهفته است که

فرد خود به عنوان بخشی از علت و عامل ایجادی عمل کند و خدا به عنوان علت برتر بر این

تحقق دخالت می کند.از این رو شخص متوکل با توکل بر خدا اقدام به بستن پای ا شتران می

کند تا نگریزند. در حالی که در تفویض شتران را به امان خدا رها می کنند و از خدا می

خواهند خود به عنوان علت تام شتران را در بند پنهان اراده الهی نگهداری کند.

 

آیات توکل و نکات تفسیری:

 

اعراف: 89   علي الله توكلنا      ما تنها بر خدا توكل كرده ايم.

الف) دليل توكل بر خدا علم مطلق او بر همه چيز است.

ب) در برابر پيشنهاد هاي شوم دشمنان بايد با توكل بر خدا قاطعانه ايستاد.

 

آل عمران: 159 فتوكل علي الله ان الله يحب المتوكلين

و چون عزمت را جزم كردي بر خدا توكل كن كه او اهل توكل را دوست دارد.

  
الف) در كنار مشورت٬توكل بر خدا فراموش نشود.

  ب) ابتدا مشورت و سپس توكل راه چاره كارهاست.

 


آل عمران:  160
 و علي الله فليتوكل المؤمنون    و مؤمنان بايد كه بر خدا توكل كنند.

- ايمان از توكل بر خدا جدا نيست.

 


نساء: 81
 و توكل علي الله و كفي بالله وكيلا

وبر خدا توكل كن كه او كارسازي را بسنده است.

الف) در برابر توطئه هاي پنهاني منافقان تنها بر خدا بايد توكل كرد.

 

مائده: 11    وعلي الله فليتوكل المؤمنون     و مؤمنان بايد كه بر خدا توكل كنند.

- توكل داشتن اثر ياد خدا و ايمان است.


مائده : 23 و علي الله فتوكلوا ان كنتم مؤمنين   و اگر مؤمن هستيد بر خداوند توكل كنيد.

الف) توكل تنها بايد بر خدا باشد و به تنهايي كافي نيست.بلكه همراه تلاش ما را به مقصد مي رساند.

ب) توكل نشانه ايمان و كليد نجات از بن بست است.


انفال : 2
    انما المؤمنون الذين... و علي ربهم يتوكلون

مؤمنان همان كساني هستند كه چون ياد خدا به ميان آيد دلهايشان خشيت گيرد و چون آيات

 

او را بر ايشان بخوانند بر ايمانشان بيفزايد و بر پروردگارشان توكل كنند.

- كسي كه تنها خداوند را پروردگار خود مي داند به او توكل مي كند.


انفال : 49  و من يتوكل علي الله فان الله عزيز حكيم

و حال آنكه هر كس بر خداوند توكل كند(بداند كه) او پيروزمند فرزانه است.
     
الف) توكل بر خدا از حساب غرور جداست.
   
 ب) بايد بر قدرتي توكل كرد كه شكست ناپذير است.


انفال : 61 و توكل علي الله انه هو سميع العليم  و بر خدا توكل كن كه او شنواي داناست.
 

  الف) ايمان به شنوايي خداوند زمينه ساز توكل انسان به اوست.

  ب) در پذيرش پيشنهاد صلح بر خدا توكل كنيد.

 

توبه : 51  و علي الله فليتوكل المؤمنون   و مؤمنان بايد بر خدا توكل كنند.

  الف) شرط ايمان توكل است.
   
  ب) تنها بايد بر خدا تكيه كرد.

 

هود : 123  فاعبده و توكل عليه      پس او را بپرست و بر او توكل كن.

   الف) ايمان به غيب زمينه ساز توكل است.
           
   ب) هر كس بر خدا توكل كند مورد لطف او قرار مي گيرد.

 

يوسف : 67 ان الحكم الا الله عليه توكلت و عليه فليتوكل المؤمنون

حكم جز از آن خداوند نيست.بر او توكل كردم و اهل توكل بايد بر او توكل كنند.


الف) به غير خدا توكل نكنيد.

ب) يعقوب هم خود توكل كرد و هم ديگران را تشويق به توكل كرد.

 

ابراهيم : 11   و علي الله فليتوكل المؤمنون     ومؤمنان بايد كه بر خدا توكل كنند.

الف) توكل لازمه ايمان است.

ب) مؤمن از عناد و انكار مخالفان خسته نمي شود و با توكل بر خدا راهش را ادامه مي دهد.

رعد:  30    قل هو ربي لا اله الا هو عليه توكلت و اليه متاب

بگو او پروردگار من است و خدايي جز اونيست
٬ بر او توكل كرده ام و بازگشت من به

 

سوي اوست.

- توكل بر خدا عامل مقاومت در برابر كفار است.

 

هود : 88   و ما توفيقي الا بالله عليه توكلت و اليه انيب

و توفيق من جز به (اراده) خداوند نيست كه براو توكل كرده ام و به او روي آورده ام.

- توكل زماني نتيجه بخش است كه در كنار تلاش باشد.


توبه : 129
فقل حسبي الله لا اله الا هو عليه توكلت و هو رب العرش العظيم

بگو خداوند مرا كافي است
٬خدايي جز او نيست٬بر او توكل كرده ام و او صاحب عرش

 

عظيم است.

- توكل بر خداوند رمز غلبه بر مشكلات است.

     
يونس : 84  و قال موسي يقوم ان كنتم ءامنتم بالله فعليه توكلوا

و موسي گفت : اي قوم من اگر به خداوند ايمان آورده ايد پس بر او توكل كنيد.

- ايمان از توكل جدا نيست و با توكل بايد مشكلات را پشت سر گذاشت.


يونس : 85 فقالوا علي الله توكلنا ربنا لا تجعلنا فتنة للقوم الظلمين


 (در پاسخ) گفتند: بر خدا توكل كرده ايم. پروردگارا ما را دستخوش ستمگران مگردان.


- اول توكل سپس دعا.


هود : 56
اني توكلت علي الله ربي و ربكم

بي شك من بر خداوند
٬ پروردگارم ٬ كه پروردگار شما نيز هست توكل كرده ام.

  
الف) توجه به ربوبيت خدا زمينه توكل بر اوست.

  ب) توكل زمينه شجاعت است.

عنكبوت : 59 الذين صبروا و علي ربهم يتوكلون

همان كساني كه شكيبايي ورزيده و بر پروردگارشان توكل مي كنند.(آنان در بهشت براي

 

هميشه ماندگار خواهند بود)

  الف) صبر و توكل دو نمونه روشن از عمل صالح است.

  ب) ربوبيت خداوند زمينه توكل بر اوست.


ابراهيم : 12 و علي الله فليتوكل المتوكلون

و ما را چه مي شود كه بر خدا توكل نكنيم و اهل توكل بايد كه بر خداوند توكل كنند.


- هم بايد بر خدا توكل كرد و هم در برابر مخالفان صبر نمود.
 

نحل : 42 الذين صبروا و علي ربهم يتوكلون

همانان كه شكيبايي ورزيده و بر پروردگارشان توكل كرده اند.

- در برابر ستمگران به ايمان و توكل خود متكي باشيد نه قدرت هاي بيگانه.

 

نحل : 99 انه ليس له سلطن علي الذين آمنوا و علي ربهم يتوكلون

آري او(شيطان) بر كساني كه ايمان آورده اند وبر پروردگارشان توكل مي كنند دست ندارد.

 ا لف) ايمان قلعه اي است كه انسان را از آسيب پذيري حفظ مي كند.
 

 ب) پناه بردن به خدا نشان ايمان و توكل بر اوست.

 

احزاب : 3 و توكل علي الله و كفي بالله وكيلا

و بر خداوند توكل كن و خداوند كارسازي را بسنده است.

- خداوند براي كارها بهترين وكيل است.

 

فرقان : 58 و توكل علي الحي الذي لا يموت

و بر خداوند زنده اي كه نمي ميرد توكل كن.

- توكل قلبي بايد با تسبيح و حمد عملي همراه باشد.

 

نمل : 79   فتوكل علي الله انك علي الحق المبين

پس بر خداوند توكل كن كه تو برخوردار ازحق (و حقيقتي) آشكار هستي.

الف) توكل بر خدا يكي از شرايط موفقيت رهبر است.

ب) توكل تنها در مسير حق معنا دارد نه در مسير باطل.

 


شعرا : 217
و توكل علي العزيز الحكيم  و بر (خداوند) پيروز مهربان توكل كن.

 
- به كسي توكل كنيم كه قدرتمند و دوستدار ما باشد.

 


 شوري : 36
و ما عند الله خير و ابقي للذين آمنوا و علي ربهم يتوكلون


و براي كساني كه ايمان آورده اند و به پروردگارشان توكل كرده اند آنچه نزد خداوند است

 

بهتر و پايدارتر است.

- اهل توكل بدون پاداش نمي مانند.

 

شوري : 10 ذلكم الله ربي عليه توكلت و اليه انيب

چنين است خداوند
٬ پروردگار من كه بر او توكل كرده ام و به درگاهش روي آورده ام.

- يكي از نشانه هاي يكتا پرستي توكل بر اوست.

 

مجادله : 10 و علي الله فليتوكل المؤمنون و مؤمنان بايد فقط بر خداوند توكل كنند.

الف) داروي شفا بخش هرگونه نا آرامي و دلهره توكل بر خداست.

ب) توكل بر خدا كار هر كس نيست٬ ايمان مي خواهد. 

تغابن : 13
الله لا اله الا هو و علي الله فليتوكل المؤمنون

خداوند است كه خدايي جز او نيست و مؤمنان فقط بر خداوند بايد توكل كنند.


  الف) لازمه يكتا پرستي توكل به خداوند يكتاست.

  ب) نشانه ايمان واقعي توكل بر خداست.

  ج) در همه امور بايد به خداوند توكل نمود.

 


طلاق : 3 و من يتوكل علي الله فهو حسبه

و هر كس بر خداوند توكل كند همو وي را كافي است.


- دليل توكل ما به خداوند قدرت بي نهايت اوست.

 

زمر : 38 قل حسبي الله عليه يتوكل المتوكلون

(پيامبر) بگو: خداوند مرا كافي است
٬كه اهل توكل بر او توكل مي كنند.

- براي اهل توكل٬ خداوند براي همه كارها كافي است.

 

ممتهنه : 4  ربنا عليك توكلنا و اليك انبنا

پروردگارا ما بر تو توكل كرده ايم و به تو روي آورده ايم و سرانجام(همه) به سوي توست.

 
الف) توكل داروي رفع نگراني ها است.

  ب) توكل تنها بايد به درگاه خدا باشد.

 

ملك : 29 قل هو الرحمن ءامنا به و عليه توكلنا

بگو او خداوند رحمان است كه به او ايمان آورده ايم و بر او توكل كرده ايم
٬زودا بدانيد كه

 

چه كسي در گمراهي آشكار است.

  الف) در برابر كفار ايمان و توكل وسيله نجات است.

  ب) توكل ثمره ايمان است.

 

اعراف: 89 علي الله توكلنا   ما تنها بر خدا توكل كرده ايم.

الف) دليل توكل بر خدا علم مطلق او بر همه چيز است.

ب) در برابر پيشنهاد هاي شوم دشمنان بايد با توكل بر خدا قاطعانه ايستاد.

 

آثار توکل:

 

توکل باعث بروز آثاری در فرد می‌شود مانند:

1- وقتی انسان بداند به خدایی توکل کرده که قادر و تواناست و از همه چیز آگاهی دارد

 

اوّلین اثر مثبتی که بر رویش می‌گذارد مسئله‌ی اعتماد به نفس و مقاومت در برابر مشکلات

 

است.

2- توکل بسیاری از صفات زشت مانند حرص، حسد، دنیا‌پرستی، بخل و تنگ‌نظری را از

 

انسان دور می‌سازد چرا که وقتی تکیه‌گاه انسان خداوند قادر باشد. دیگر جایی برای او صاف

 

رذیله وجود ندارد.

3- هنگامی که انسان آیه شریفه و من یتو کل علی‌الله فهو حسبه را زمزمه می‌کند خود را

 

سر‌شار از موفقیت و بی‌نیازی می‌بیند.

4- از سویی دیگر توکل بر خدا نور امید بر دل می‌پاشد و به خاطر آن توان و استعداد انسان

 

شکوفا می‌گردد و خستگی راه بر او چیره نمی‌شود و در همه حال احساس آرامش می‌کند.

5- توکل بر خدا هوش و قدرت تفکر را می‌افزاید و روشن بینی‌ خاصی به انسان می‌دهد

 

زیرا قطع نظر از برکات معنوی این فضیلت، سبب می‌شود انسان در مشکلات دستپاچه و

 

وحشت زده نشود و قدرت بر تصمیم‌گیری را حفظ کند و نزدیک‌ترین راه درمان و حل

 

مشکل را بیابد.

6- انسانى كه بر خدا توكل دارد هرگز احساس حقارت و ضعف نمى‏كند بلكه به اتكاى لطف

خدا و علم و قدرت بى پايان او خود را پيروز و فاتح مى‏بيند و حتى شكست‏هاى مقطعى او را

مايوس نمى‏سازد.

7- اگر كسى خود را در ميدانى در برابر دشمن تنها ببيند هر قدر نيرومند و قوى باشد به

زودى روحيه خود و اعتماد به نفس را از دست مى‏دهد، ولى اگر احساس كند لشكر

نيرومندى پشت‏سر اوست احساس توانايى و قدرت مى‏كند، هر چند خودش ضعيف باشد.

 8- هرگاه توكل به مفهوم صحيح كلمه در جان انسان پياده شود به يقين اميدآفرين، نيروبخش

و باعث تقويت اراده و تحكيم مقاومت و پايمردى است.  

 

- توكل در احاديث :

اميرمؤمنان على(ع) در احاديثي چند در مورد توكل  مي فرمايند:

 چگونه بترسم در حالى كه تو اميد منى، و چگونه مقهور شوم در حالى كه تو تكيه‏گاه من

مى‏باشى.

اما در جاي ديگر چنين مي فرمايند:

كسى كه بر خدا توكل كند تاريكى شبهات براى او روشن مى‏شود، و اسباب پيروزى او فراهم

مى‏گردد و از مشكلات رهايى مى‏يابد.

کسی که بر خدا توکل دارد رنج و خستگی ندارد.

کسی که به خدا توکل کند تاریکی شبهات برای او روشن می‌شود و اسباب پیروزی او فراهم

 

می‌گردد و از مشکلات رهایی می‌یابد.

توكل زاييده قوت و يقين است.

آن كس كه ايمانش قوى‏تر است توكلش بر خداوند سبحان بيشتر خواهد بود.

و در حديثى از اميرمؤمنان على(ع) مى‏خوانيم كه در سجده چنين مى‏فرمود:

 بر تو توكل مى‏كنم توكل كسى كه مى‏داند تو بر هر چيز توانا هستى .

در حديث ديگرى از امام باقر(ع) آمده است:

 كسى كه بر خدا توكل كند مغلوب نمى‏شود، و كسى كه به دامن لطفش چنگ زند شكست

نمى‏خورد.

يا از امام صادق(ع) مي خوانيم كه:

 غنا و عزت پيوسته در حركتند، هنگامى که به محل توکل برسند آنجا را وطن خویش قرار

می دهند.

نتیجه گیری :

 

 آیات ذکر شده در مورد توکل که از قدیمی ترین انبیای الهی شروع می شود و به پیامبر ختم

 

می شود بازتاب مساله توکل در زندگی انسان ها و جهاد پیامبران و پیروزی بر مشکلات از

 

جهات مختلف را روشن می سازد و نشان می دهد تا چه حد این فضیلت اخلاقی کار ساز و

 

نقطه مقابل آن یعنی عدم اعتماد بر پروردگار تا چه حد مایه سقوط فرد و جامعه است.

 

+ نوشته شده در  جمعه 29 آذر1387ساعت 4:42 بعد از ظهر  توسط پوريا  | 

تنهايه تنها

  

سردی نگاهو بشکن , فاصله سزای ما نیست

تو بمون واسه همیشه , این جدایی حق ما نیست

بودن تو آرزومه , حتی واسه یه لحظه

 می میرم بی تو

خوندن من یه بهانه است , یه سرود عاشقانه است

من برات ترانه می گم , تا بدونی که باهاتم

تو خود دلیل بودنم , بی تو شب سحر نمی شه

  می میرم بی تو

من عشقت رو به همه دنیا نمیدم , حتی یادت رو به کوه و دریا نمیدم

با تو می مونم واسه همیشه

اگه دنیا بخواد من و تو تنها بمونیم , واست می میرم جواب دنیا رو میدم

با تو می مونم وا

سردی نگاهو بشکن , فاصله سزای ما نیست

تو بمون واسه همیشه , این جدایی حق ما نیست

بودن تو آرزومه , حتی واسه یه لحظه

 می میرم بی تو

خوندن من یه بهانه است , یه سرود عاشقانه است

من برات ترانه می گم , تا بدونی که باهاتم

تو خود دلیل بودنم , بی تو شب سحر نمی شه

  می میرم بی تو

من عشقت رو به همه دنیا نمیدم , حتی یادت رو به کوه و دریا نمیدم

با تو می مونم واسه همیشه

اگه دنیا بخواد من و تو تنها بمونیم , واست می میرم جواب دنیا رو میدم

با تو می مونم واسه همیشه

خاطرات تو رو چه خوب چه بد حک می کنم , توی تنها ییام فقط به تو فکر می کنم

با تو می مونم واسه همیشه


سه همیشه

خاطرات تو رو چه خوب چه بد حک می کنم , توی تنها ییام فقط به تو فکر می کنم

با تو می مونم واسه همیشه


 

+ نوشته شده در  جمعه 29 آذر1387ساعت 4:35 بعد از ظهر  توسط پوريا  | 

چگونه باید شکر کرد؟

سلام

می دونی یعنی چی ؟

چطور باید شکر کنیم؟

اینو من نمیگم !.

اگه اشتباه نکنم این یه حدیث قدسییه : بالاترین مرتبه شکر سلامتی و اندام سالم  اینه که باهاشون گناه نکنید .

آقا خواسته زیادیه انصافا؟!

خدا خودش داره میگه بالاترین شکر تو برای من اینه که با اندامی که به تو دادم گناه نکن.

اما خیلی از  بندگان خداوند در حال بندگی شیطانند.

+ نوشته شده در  جمعه 29 آذر1387ساعت 4:30 بعد از ظهر  توسط پوريا  | 

هدیه به بهترینم

+ نوشته شده در  پنجشنبه 28 آذر1387ساعت 4:29 بعد از ظهر  توسط پوريا  | 

صفات هفت گانه روزه دار:

 

در حديثى طويل حضرت اميرالمؤمنين(عليه السلام) از پيامبر خدا(صلى الله عليه و آله) چنين نقل مى‏فرمايد كه:

 

هيچ مؤمنى نيست كه ماه رمضان را فقط به حساب خدا روزه بگيرد، مگر آنكه خداى تبارك و تعالى هفت‏خصلت را براى او واجب و لازم گرداند:

1- هر چه حرام در پيگرش باشد محو و ذوب گرداند،

2- به حمت‏خداى عزوجل نزديك مى‏شود،

3- (با روزه خويش) خطاى پدرش حضرت آدم را مى‏پوشاند،

4- خداوند لحظات جان كندن را بر وى آسان گرداند،

5- از گرسنگى و تشنگى روز قيامت در امان خواهد بود،

6- خداى عزوجل از خوراكيهاى لذيذ بهشتى او را نصيب دهد،

7- خداى و عزوجل برائت و بيزارى از آتش دوزخ را به او عطا فرمايد. (پرسش كننده در اين حديث مفصل، عالم يهودى بود) كه عرض كرد راست گفتى اى محمد. +

+ نوشته شده در  پنجشنبه 28 آذر1387ساعت 4:29 بعد از ظهر  توسط پوريا  | 

خدا كند كه بيايي

+ نوشته شده در  پنجشنبه 28 آذر1387ساعت 4:27 بعد از ظهر  توسط پوريا  | 

بهار در راه است

+ نوشته شده در  پنجشنبه 28 آذر1387ساعت 4:27 بعد از ظهر  توسط پوريا  | 

گريه هاي شبانه

گفتم چرا مرا به تو حق نگاه نیست

وصل تو سرنوشت من رو سیاه نیست

گفتا اگر میان من و تو حجاب شد

تقصیر هیچ کس به غیر از گناه نیست

گفتم اگر مرا نپذیری کجا روم؟

گفتا به شهر عشق کسی بی پناه نیست

گفتم نشان خیمه ی خود گو،به ناز گفت

جز راه دل رهی به سوی خیمه گاه نیست

گفتم گمان کنم که مرا دوست دارید

گفتا یقین کن نظرت اشتباه نیست

+ نوشته شده در  پنجشنبه 28 آذر1387ساعت 4:25 بعد از ظهر  توسط پوريا  | 

السلام عليك يا صاحب الزمان

+ نوشته شده در  پنجشنبه 28 آذر1387ساعت 4:25 بعد از ظهر  توسط پوريا  | 

پيامبر(ص)

الاوصلی ا.. علی الباکین علی الحسین

بدانید خدا درود می فرستد برای گریه کنندگان حسین(ع)

+ نوشته شده در  پنجشنبه 28 آذر1387ساعت 3:30 بعد از ظهر  توسط پوريا  | 

درد دل با عاشقان

وای بر حال اسیری که گرفتار تو نیست

نخرد هیچکسش هر که خریدار تو نیست

به نگاهی که گرفتند زیعقوب قسم

یوسفی نیست که آشفته به بازار تو نیست

قدر خاکستر پروانه نداند هرگز

هر که پر سوخته ی شمع شب تار تو نیست

بیشتر می شکفم هر چه بسوزانندم

لاله باغ دلم جز تو و جز نار تو نیست

استلام حجر آن روز که کردم گفتم

قبله ام جز حجر الاسود دیوار تو نیست

رحمی ای دوست بحال دل بیمار آر

که دوایش بجز دیده ی بیمار تو نیست

هر که کارش به تو افتاد بدنیاش چه کار

این قفس لایق این مرغ گرفتار تو نیست

+ نوشته شده در  پنجشنبه 28 آذر1387ساعت 3:29 بعد از ظهر  توسط پوريا  | 

عشقبازي

عشقبازی رامن از روز ازل آموختم

همچو پروانه به گردشمع جانت سوختم

شد اسیر عشق تو دل ای گل باغ وجود

نور تو ز نگار غم را از ضریح دل زدود

من شدم آواره اندر کوچه های شهر عشق

شد  دل سرگشته من مبتلای شهر عشق

+ نوشته شده در  پنجشنبه 28 آذر1387ساعت 3:28 بعد از ظهر  توسط پوريا  | 

انتظار

 

گریه ی عاشقان بی اثرنیست

مهدی از حال ما بی خبر نیست

بی تجلای خورشید رویش

روشنی در نگاه بشر نیست

او بجز شیعه یاری ندارد

شیعه را غیر خون جگر نیست

+ نوشته شده در  پنجشنبه 28 آذر1387ساعت 3:27 بعد از ظهر  توسط پوريا  | 

تنهايي

 

از طرف اونی که تنهاست تنها اومده تنها میره .  

تنهاش می ذارن تنها نمی ذاره

تنها یه ارزو داره

اونم اینه که تو تنهاش نزاری                                                                          

+ نوشته شده در  پنجشنبه 28 آذر1387ساعت 3:26 بعد از ظهر  توسط پوريا  |