عرفان که با انوار نورانی خود توانست سراسر گیتی را روشن سازد
راهی است برای رسیدن به حق، اما نه بوسیله زهد بلکه به شیوه طریقت.
و تفاوت آن با تصوف نیز در همین نکته است. در واقع اساس کار
صوفیه بر مبنای زهد است که برای آن به تزکیه درون و ریاضت ها بر
مبنای شریعت می پردازد اما عارف برای وصول به حق بر مبنای
طریقت به جلو گام بر می دارد.از آن جایی که موضوع این رساله چیز
دیگری است لذا برای طولانی نشدن کلام در مورد تفاوت طریقت و
شریعت تنها به این نکته اشاره میشود که الشریعه اقوالی و الطریقه
افعالی.
مقام و حال دو اصطلاح مهم در عرفان است که در کتاب های عرفانی
زیادی به شرح آن پرداخته اند. از جمله در مورد مقام در کشف-
المحجوب هجویری آمده است که:
مقام به رفع میم اقامت بود و به نصب میم محل اقامت،این تفصیل ومعنی
در لفظ مفاهیم،سهو است و غلط،در عربیت مقام به ضم میم اقامت باشد و
جای اقامت باشد و مقام به فتح میم قیام باشد و جای قیام نه جای قیامت
بنده باشد اندر راه حق و حق گزاردن و رعایت کردن وی مر آن مقام را
تا کمال آن را ادراک کند... مقام از جمله اعمال بود و حال از جمله
افضال، و مقام از جمله مکاسب و حال از جمله مواهب...[1]
یا در رساله قشیریه چنین آمده است:
و مقام آن بود که بنده به منازلت متحقق گردد بدو، به لونی از طلب و جهد
و تکلف[2].
و در مورد حال نیز در مصباح الهدایه چنین آمده است:
مراد از حال، واردی است غیبی که از عالم علوی گاه گاه به دل سالک
فرود آید و در آمد و شد بود تا آن گاه که او را به کمند جذبه الهی از مقام
ادنی به اعلی کشد[3].
خلاصه اینکه مقام مرتبه ای از مراتب سلوک سالک است که تحت
تصرف و اختیار خود اوست. و بر اساس جهد و تلاش خود سالک بدست
می آید و حال واردی است غیبی(پس اکتسابی نیست) که منجر به جذبه
سالک به حق میشود.
صوفی ابن الوقت باشد ای رفیق نیست فردا گفتن از شرط طریق
در نزد عارفان و صوفیان هفت مقام مشهورتر است و آن عبارتند از:
توبه، ورع، زهد، فقر، صبر، توکل و رضا.
موضوع این رساله توکل است که در ادامه به آن پرداخته میشود.
[1] . مقدمه ای بر مبانی عرفان و تصوف،دکتر ضیاء الدین سجادی،انتشارات سمت،چاپ دوازدهم1385
معنای توکل:
در پاسخ به اين پرسش كه توكل چيست جواب هاي گوناگوني ارائه شده است از جمله :
«توكل» از ماده «وكالت» به معنى انتخاب وكيل نمودن و اعتماد بر ديگرى كردن است، و
«وكيل» كسى است كه از سوى موكل خود، تدبير و سرپرستى كارى را بر عهده مىگيرد.
لذا توكل كه يكى از مراحل سير سالكان الى الله است همان، «گزينش و پذيرش وكيل» است
تکیه کردن به خداست سپردن كارها به خدا، و اعتماد بر لطف اوست.
به بیانی دیگر می توان توکل را چنین تعریف کرد:
ضد بی اعتمادی به خدا توکل بر اوست و آن عبارت است از:
اعتماد کردن و مطمئن بودن دل بنده در جمیع امور خود به خدا و بیزار شدن از هر حول و
قوه و تکیه بر حول و قوه الهی نمودن[1].
نحقق توکل نیازمند رشد و بالندگی فکری و عملی است. انسان هرگاه به مرتبه ای از بینش و
ادراک درباره هستی، خدا و انسان رسید در می یابد که خداوند در ورای امور است و قادر
به هر کاری است.
پس کسب چنین صفت ومقامی موقوف است بر اینکه هر کاری که در هستی روی می دهد
همه از جانب پروردگار است و هیچ کس جز او قادر بر چنین امری نیست. لذا کسی که چنین
اعتقادی را داشته باشد البته دل او اعتماد به خدا دارد و توجهی به غیر نمی کند.
تقسیم امور بندگان:
1- امری که از قدرت بنده بیرون است.
2- امری که بیرون از قدرت انسان نیست. یعنی برای آن امراسبابی هست که بنده از
تحصیل آن اسباب موفق به انجام یا دفع آن انجام می شود.
در کارهایی که از نوع اول است باید آن را به پروردگار حواله کرد و تدبیر بی خود و سعی
بیجا در مورد آن نکرد. اما در کارهای نوع دوم سعی و تدبیر برای انجام آن کار باز هم هیچ
منافاتی با توکل ندارد به شرط آنکه اطمینان او به خدا باشد نه به سعی و تلاش خودش.
پس هر کس گمان کند که معنی توکل، ترک عمل و فکر و تدبیر در امور خود است بسیار
خطا کرده است. زیرا این عمل در شریعت مقدسه حرام است.
گفت پیغمبر به آواز بلند با توکل زانوی اشتر ببند
گر توکل میکنی در کار کن کشت کن پس تکیه بر جبار کن
پس توکل آن است که کار را به خداوند واگذار کنی و معنای آن این نیست که خود را از کار
بازداری.
شرایط تحقق توکل:
اگر بخواهیم به جمع بندی درباره آیات و بحث توکل برسیم و به طور موضوعی آن را دسته
بندی کنیم باید گفت آیاتی که از زمینه های ایجادی توکل در انسان بحث می کند در حقیقت
بیانگر شرایط تحقق آن است. شرایطی که بیانگر مرتبه ای از ایمان است و فرد باید به
مرتبه ای از آن برسد تا امکان تحقق توکل در وی فراهم شود.
از شرایط بسیار مهم در ایجاد توکل در انسان مومن این است که توجه به حاکمیت خدا
داشته باشد (هود 123 ، يوسف 67 ، هود 56)، هم چنین توجه به ربوبیت او ( اعراف89
، انعام 103) و نظارت خداوندی( شعراء 217) و ولایت ( آل عمران 122) و حقانیت
هدف ( نمل 79 ) و حکمت خدا( انفال 49 ) و کسب مرتبه ای از تقوا ( مائده 11) و
رزاقیت ( عنکبوت 59 ) و توفیق الهی ( هود 88 ) و رحمت او (ملک 28و29 ) و کفایت
الهی ( آل عمران 173) و عزت (انفال 49) از دیگر شرایط تحقق توکل است.
این آیات اگر به دقت مورد بررسی قرار گیرند به این نتیجه کلی می رسیم که انسان برای
رسیدن به مقام توکل باید بیش از هر چیزی وضعیت شناختی خود را بهبود بخشد و خدا را
در جایگاه واقعی خودش ببیند و بپذیرد و جایگاه واقعی خودش را بشناسد و از ضعف و نا
توانی خود آگاه باشد.
موارد توکل:
در چه اموری می توان به خدا توکل کرد؟
این پرسشی است که مورد توجه همگان قرار می گیرد و به نظر می رسد که انسان در همه
امورش می تواند بر خدا توکل کند و او را وکیل خود گرداند. اما در قران بعضی امور به
صورت مشخص به عنوان اموری که مومنان بدان توکل کرده اند یا خداوند خواسته است که
توکل کنند یاد شده است. این امور عبارتند از :
اصلاح جامعه ( هود 188) ، تبلیغ و اجرای امور الهی و رسالت ( یونس 84) ، صبر و
تحمل از اذیت و آزار ( ابراهیم 9و12) ، دفع توطئه و مکر دشمنان ( نساء81) ، جهاد با
دشمنان ( آل عمران 159) ، جنگ روانی و شایعه سازی دشمنان ( آل عمران 122و123) ،
روزی ( طلاق 2و3) ، شرک ستیزی ( هود 55 و57) ، صلح و تصمیم گیری درباره آن (
انفال 61) ، پناه بردن به خدا از شر شیطان ( نحل 98) و امر به معروف و نهی از منکر (
یونس 71).
اینها مواردی است که درباره وجوب توکل بر خدا به صراحت در قران وارد شده است. ولی
این موارد به عنوان بیان خاص است و انسان در همه موارد خرد و کلان می تواند و باید به
خدا توکل کند. هر چند که در امور مهم و حساس این احساس شدت می یابد.
زمانی که بپذیریم توکل زاییده ایمان است، هر قدر ایمان به خدا و صفات پروردگار قوی تر
گردد به همان نسبت نیز فرد در مرتبه بالاتری از توکل قرار می گیرد.
توکل ابراهیم زاییده ایمان فوق العاده او بود و توکل عجیب امیر المومنین در لیله المبیت نیز
زاییده ایمان آن حضرت بود.
تفاوت توکل و تفویض:
گاه تفویض به معنای اختیار و در مقابل جبر به کار می رود و گاه به معنای توکل است.
تفویض واگذاری امری به خداست تا او خود مستقلآ وارد عمل شود. در حالی که در توکل
انسان امری را خود همراه با تکیه و اعتماد بر خدا انجام می دهد. به عبارت دیگر در
تفویض واگذاری صرف نهفته است ولی در توکل خود انسان به عنوان بخشی از علت تامه
عمل می کند. در واقع وقتی به خدا تفویض شود به معنای آن است که خدا خود به عنوان
علت تامه وارد عمل شود و کار را به سرانجام رساند. ولی در توکل این معنا نهفته است که
فرد خود به عنوان بخشی از علت و عامل ایجادی عمل کند و خدا به عنوان علت برتر بر این
تحقق دخالت می کند.از این رو شخص متوکل با توکل بر خدا اقدام به بستن پای ا شتران می
کند تا نگریزند. در حالی که در تفویض شتران را به امان خدا رها می کنند و از خدا می
خواهند خود به عنوان علت تام شتران را در بند پنهان اراده الهی نگهداری کند.
آیات توکل و نکات تفسیری:
اعراف: 89 علي الله توكلنا ما تنها بر خدا توكل كرده ايم.
الف) دليل توكل بر خدا علم مطلق او بر همه چيز است.
ب) در برابر پيشنهاد هاي شوم دشمنان بايد با توكل بر خدا قاطعانه ايستاد.
آل عمران: 159 فتوكل علي الله ان الله يحب المتوكلين
و چون عزمت را جزم كردي بر خدا توكل كن كه او اهل توكل را دوست دارد.
الف) در كنار مشورت٬توكل بر خدا فراموش نشود.
ب) ابتدا مشورت و سپس توكل راه چاره كارهاست.
آل عمران: 160 و علي الله فليتوكل المؤمنون و مؤمنان بايد كه بر خدا توكل كنند.
- ايمان از توكل بر خدا جدا نيست.
نساء: 81 و توكل علي الله و كفي بالله وكيلا
وبر خدا توكل كن كه او كارسازي را بسنده است.
الف) در برابر توطئه هاي پنهاني منافقان تنها بر خدا بايد توكل كرد.
مائده: 11 وعلي الله فليتوكل المؤمنون و مؤمنان بايد كه بر خدا توكل كنند.
- توكل داشتن اثر ياد خدا و ايمان است.
مائده : 23 و علي الله فتوكلوا ان كنتم مؤمنين و اگر مؤمن هستيد بر خداوند توكل كنيد.
الف) توكل تنها بايد بر خدا باشد و به تنهايي كافي نيست.بلكه همراه تلاش ما را به مقصد مي رساند.
ب) توكل نشانه ايمان و كليد نجات از بن بست است.
انفال : 2 انما المؤمنون الذين... و علي ربهم يتوكلون
مؤمنان همان كساني هستند كه چون ياد خدا به ميان آيد دلهايشان خشيت گيرد و چون آيات
او را بر ايشان بخوانند بر ايمانشان بيفزايد و بر پروردگارشان توكل كنند.
- كسي كه تنها خداوند را پروردگار خود مي داند به او توكل مي كند.
انفال : 49 و من يتوكل علي الله فان الله عزيز حكيم
و حال آنكه هر كس بر خداوند توكل كند(بداند كه) او پيروزمند فرزانه است.
الف) توكل بر خدا از حساب غرور جداست.
ب) بايد بر قدرتي توكل كرد كه شكست ناپذير است.
انفال : 61 و توكل علي الله انه هو سميع العليم و بر خدا توكل كن كه او شنواي داناست.
الف) ايمان به شنوايي خداوند زمينه ساز توكل انسان به اوست.
ب) در پذيرش پيشنهاد صلح بر خدا توكل كنيد.
توبه : 51 و علي الله فليتوكل المؤمنون و مؤمنان بايد بر خدا توكل كنند.
الف) شرط ايمان توكل است.
ب) تنها بايد بر خدا تكيه كرد.
هود : 123 فاعبده و توكل عليه پس او را بپرست و بر او توكل كن.
الف) ايمان به غيب زمينه ساز توكل است.
ب) هر كس بر خدا توكل كند مورد لطف او قرار مي گيرد.
يوسف : 67 ان الحكم الا الله عليه توكلت و عليه فليتوكل المؤمنون
حكم جز از آن خداوند نيست.بر او توكل كردم و اهل توكل بايد بر او توكل كنند.
الف) به غير خدا توكل نكنيد.
ب) يعقوب هم خود توكل كرد و هم ديگران را تشويق به توكل كرد.
ابراهيم : 11 و علي الله فليتوكل المؤمنون ومؤمنان بايد كه بر خدا توكل كنند.
الف) توكل لازمه ايمان است.
ب) مؤمن از عناد و انكار مخالفان خسته نمي شود و با توكل بر خدا راهش را ادامه مي دهد.
رعد: 30 قل هو ربي لا اله الا هو عليه توكلت و اليه متاب
بگو او پروردگار من است و خدايي جز اونيست ٬ بر او توكل كرده ام و بازگشت من به
سوي اوست.
- توكل بر خدا عامل مقاومت در برابر كفار است.
هود : 88 و ما توفيقي الا بالله عليه توكلت و اليه انيب
و توفيق من جز به (اراده) خداوند نيست كه براو توكل كرده ام و به او روي آورده ام.
- توكل زماني نتيجه بخش است كه در كنار تلاش باشد.
توبه : 129 فقل حسبي الله لا اله الا هو عليه توكلت و هو رب العرش العظيم
بگو خداوند مرا كافي است٬خدايي جز او نيست٬بر او توكل كرده ام و او صاحب عرش
عظيم است.
- توكل بر خداوند رمز غلبه بر مشكلات است.
يونس : 84 و قال موسي يقوم ان كنتم ءامنتم بالله فعليه توكلوا
و موسي گفت : اي قوم من اگر به خداوند ايمان آورده ايد پس بر او توكل كنيد.
- ايمان از توكل جدا نيست و با توكل بايد مشكلات را پشت سر گذاشت.
يونس : 85 فقالوا علي الله توكلنا ربنا لا تجعلنا فتنة للقوم الظلمين
(در پاسخ) گفتند: بر خدا توكل كرده ايم. پروردگارا ما را دستخوش ستمگران مگردان.
- اول توكل سپس دعا.
هود : 56 اني توكلت علي الله ربي و ربكم
بي شك من بر خداوند ٬ پروردگارم ٬ كه پروردگار شما نيز هست توكل كرده ام.
الف) توجه به ربوبيت خدا زمينه توكل بر اوست.
ب) توكل زمينه شجاعت است.
عنكبوت : 59 الذين صبروا و علي ربهم يتوكلون
همان كساني كه شكيبايي ورزيده و بر پروردگارشان توكل مي كنند.(آنان در بهشت براي
هميشه ماندگار خواهند بود)
الف) صبر و توكل دو نمونه روشن از عمل صالح است.
ب) ربوبيت خداوند زمينه توكل بر اوست.
ابراهيم : 12 و علي الله فليتوكل المتوكلون
و ما را چه مي شود كه بر خدا توكل نكنيم و اهل توكل بايد كه بر خداوند توكل كنند.
- هم بايد بر خدا توكل كرد و هم در برابر مخالفان صبر نمود.
نحل : 42 الذين صبروا و علي ربهم يتوكلون
همانان كه شكيبايي ورزيده و بر پروردگارشان توكل كرده اند.
- در برابر ستمگران به ايمان و توكل خود متكي باشيد نه قدرت هاي بيگانه.
نحل : 99 انه ليس له سلطن علي الذين آمنوا و علي ربهم يتوكلون
آري او(شيطان) بر كساني كه ايمان آورده اند وبر پروردگارشان توكل مي كنند دست ندارد.
ا لف) ايمان قلعه اي است كه انسان را از آسيب پذيري حفظ مي كند.
ب) پناه بردن به خدا نشان ايمان و توكل بر اوست.
احزاب : 3 و توكل علي الله و كفي بالله وكيلا
و بر خداوند توكل كن و خداوند كارسازي را بسنده است.
- خداوند براي كارها بهترين وكيل است.
فرقان : 58 و توكل علي الحي الذي لا يموت
و بر خداوند زنده اي كه نمي ميرد توكل كن.
- توكل قلبي بايد با تسبيح و حمد عملي همراه باشد.
نمل : 79 فتوكل علي الله انك علي الحق المبين
پس بر خداوند توكل كن كه تو برخوردار ازحق (و حقيقتي) آشكار هستي.
الف) توكل بر خدا يكي از شرايط موفقيت رهبر است.
ب) توكل تنها در مسير حق معنا دارد نه در مسير باطل.
شعرا : 217 و توكل علي العزيز الحكيم و بر (خداوند) پيروز مهربان توكل كن.
- به كسي توكل كنيم كه قدرتمند و دوستدار ما باشد.
شوري : 36 و ما عند الله خير و ابقي للذين آمنوا و علي ربهم يتوكلون
و براي كساني كه ايمان آورده اند و به پروردگارشان توكل كرده اند آنچه نزد خداوند است
بهتر و پايدارتر است.
- اهل توكل بدون پاداش نمي مانند.
شوري : 10 ذلكم الله ربي عليه توكلت و اليه انيب
چنين است خداوند٬ پروردگار من كه بر او توكل كرده ام و به درگاهش روي آورده ام.
- يكي از نشانه هاي يكتا پرستي توكل بر اوست.
مجادله : 10 و علي الله فليتوكل المؤمنون و مؤمنان بايد فقط بر خداوند توكل كنند.
الف) داروي شفا بخش هرگونه نا آرامي و دلهره توكل بر خداست.
ب) توكل بر خدا كار هر كس نيست٬ ايمان مي خواهد.
تغابن : 13 الله لا اله الا هو و علي الله فليتوكل المؤمنون
خداوند است كه خدايي جز او نيست و مؤمنان فقط بر خداوند بايد توكل كنند.
الف) لازمه يكتا پرستي توكل به خداوند يكتاست.
ب) نشانه ايمان واقعي توكل بر خداست.
ج) در همه امور بايد به خداوند توكل نمود.
طلاق : 3 و من يتوكل علي الله فهو حسبه
و هر كس بر خداوند توكل كند همو وي را كافي است.
- دليل توكل ما به خداوند قدرت بي نهايت اوست.
زمر : 38 قل حسبي الله عليه يتوكل المتوكلون
(پيامبر) بگو: خداوند مرا كافي است٬كه اهل توكل بر او توكل مي كنند.
- براي اهل توكل٬ خداوند براي همه كارها كافي است.
ممتهنه : 4 ربنا عليك توكلنا و اليك انبنا
پروردگارا ما بر تو توكل كرده ايم و به تو روي آورده ايم و سرانجام(همه) به سوي توست.
الف) توكل داروي رفع نگراني ها است.
ب) توكل تنها بايد به درگاه خدا باشد.
ملك : 29 قل هو الرحمن ءامنا به و عليه توكلنا
بگو او خداوند رحمان است كه به او ايمان آورده ايم و بر او توكل كرده ايم٬زودا بدانيد كه
چه كسي در گمراهي آشكار است.
الف) در برابر كفار ايمان و توكل وسيله نجات است.
ب) توكل ثمره ايمان است.
اعراف: 89 علي الله توكلنا ما تنها بر خدا توكل كرده ايم.
الف) دليل توكل بر خدا علم مطلق او بر همه چيز است.
ب) در برابر پيشنهاد هاي شوم دشمنان بايد با توكل بر خدا قاطعانه ايستاد.
آثار توکل:
توکل باعث بروز آثاری در فرد میشود مانند:
1- وقتی انسان بداند به خدایی توکل کرده که قادر و تواناست و از همه چیز آگاهی دارد
اوّلین اثر مثبتی که بر رویش میگذارد مسئلهی اعتماد به نفس و مقاومت در برابر مشکلات
است.
2- توکل بسیاری از صفات زشت مانند حرص، حسد، دنیاپرستی، بخل و تنگنظری را از
انسان دور میسازد چرا که وقتی تکیهگاه انسان خداوند قادر باشد. دیگر جایی برای او صاف
رذیله وجود ندارد.
3- هنگامی که انسان آیه شریفه و من یتو کل علیالله فهو حسبه را زمزمه میکند خود را
سرشار از موفقیت و بینیازی میبیند.
4- از سویی دیگر توکل بر خدا نور امید بر دل میپاشد و به خاطر آن توان و استعداد انسان
شکوفا میگردد و خستگی راه بر او چیره نمیشود و در همه حال احساس آرامش میکند.
5- توکل بر خدا هوش و قدرت تفکر را میافزاید و روشن بینی خاصی به انسان میدهد
زیرا قطع نظر از برکات معنوی این فضیلت، سبب میشود انسان در مشکلات دستپاچه و
وحشت زده نشود و قدرت بر تصمیمگیری را حفظ کند و نزدیکترین راه درمان و حل
مشکل را بیابد.
6- انسانى كه بر خدا توكل دارد هرگز احساس حقارت و ضعف نمىكند بلكه به اتكاى لطف
خدا و علم و قدرت بى پايان او خود را پيروز و فاتح مىبيند و حتى شكستهاى مقطعى او را
مايوس نمىسازد.
7- اگر كسى خود را در ميدانى در برابر دشمن تنها ببيند هر قدر نيرومند و قوى باشد به
زودى روحيه خود و اعتماد به نفس را از دست مىدهد، ولى اگر احساس كند لشكر
نيرومندى پشتسر اوست احساس توانايى و قدرت مىكند، هر چند خودش ضعيف باشد.
8- هرگاه توكل به مفهوم صحيح كلمه در جان انسان پياده شود به يقين اميدآفرين، نيروبخش
و باعث تقويت اراده و تحكيم مقاومت و پايمردى است.
- توكل در احاديث :
اميرمؤمنان على(ع) در احاديثي چند در مورد توكل مي فرمايند:
چگونه بترسم در حالى كه تو اميد منى، و چگونه مقهور شوم در حالى كه تو تكيهگاه من
مىباشى.
اما در جاي ديگر چنين مي فرمايند:
كسى كه بر خدا توكل كند تاريكى شبهات براى او روشن مىشود، و اسباب پيروزى او فراهم
مىگردد و از مشكلات رهايى مىيابد.
کسی که بر خدا توکل دارد رنج و خستگی ندارد.
کسی که به خدا توکل کند تاریکی شبهات برای او روشن میشود و اسباب پیروزی او فراهم
میگردد و از مشکلات رهایی مییابد.
توكل زاييده قوت و يقين است.
آن كس كه ايمانش قوىتر است توكلش بر خداوند سبحان بيشتر خواهد بود.
و در حديثى از اميرمؤمنان على(ع) مىخوانيم كه در سجده چنين مىفرمود:
بر تو توكل مىكنم توكل كسى كه مىداند تو بر هر چيز توانا هستى .
در حديث ديگرى از امام باقر(ع) آمده است:
كسى كه بر خدا توكل كند مغلوب نمىشود، و كسى كه به دامن لطفش چنگ زند شكست
نمىخورد.
يا از امام صادق(ع) مي خوانيم كه:
غنا و عزت پيوسته در حركتند، هنگامى که به محل توکل برسند آنجا را وطن خویش قرار
می دهند.
نتیجه گیری :
آیات ذکر شده در مورد توکل که از قدیمی ترین انبیای الهی شروع می شود و به پیامبر ختم
می شود بازتاب مساله توکل در زندگی انسان ها و جهاد پیامبران و پیروزی بر مشکلات از
جهات مختلف را روشن می سازد و نشان می دهد تا چه حد این فضیلت اخلاقی کار ساز و
نقطه مقابل آن یعنی عدم اعتماد بر پروردگار تا چه حد مایه سقوط فرد و جامعه است.